مطالب پیشنهادی از سراسر وب

» قدم اول. چگونه ارزش گذاری دیدگاه من را عوض کرد؟

قدم اول. چگونه ارزش گذاری دیدگاه من را عوض کرد؟

اون روزی این که این وبلاگ رو ثبت کردم، فقط یه مختصر علاقه‌ای به بحث ارزش گذاری استارتاپ‌ها داشتم. همین! ولی از اون روز خیلی اتفاق‌ها افتاده و خیلی چیزها عوض شده. مثلا مسیر شغلیم از گذشته خودش فاصله زیادی گرفت.

من اون موقع فقط به مباحث مربوط به ارزش گذاری علاقه‌ داشتم و سعی میکردم درباره‌شون بیشتر مطلب بخونم اما هیچوقت فکرشو نمی‌کردم یه روزی برسه که خودم نقش هر چند کوچیکی تو اکوسیستم داشته باشم. 

من همیشه رویای اینو داشتم که یه کاری برای خودم راه بندازم و بشم کارآفرین خودم. دنیای استارتاپ‌ها به من نشون داد که یه کسب و کاری هر چقدر هم که کوچیک باشه، می‌تونه جای خودشو تو دنیای به این بزرگی باز کنه.

دلیل این که اینجا مینویسم، خوندن اتفاقی یه مطالب در مورد ارزش گذاری استارتاپ‌ها بود. این چند تا جمله به نظرم انقدر قشنگ و دلنشین اومد که باعث شد جرات ریسک پذیری داشته باشم و بیشتر از این بخوام. اصلا چرا من هی تعریف کنم و شما خواننده احتمالی به قوه تخیل‌تون فشار وارد کنین؟ من اون پارگراف رو عینا نقل قول می‌کنم که خودتون بخونین:

«استارتاپ مانند یک کودک برای رشد و بالندگی به مراقبت و توجه نیاز دارد. علاوه بر تمام این‌ها پول و سرمایه هم برای حیات استارتاپ ضروری است. یک کسب‌وکار برای شکوفاسازی ایده‌ها، توسعه تیم و دستیابی به اهداف، به نقدینگی احتیاج دارد. قدم اول برای به دست آوردن این نقدیندگی، ارزش‌گذاری کسب‌وکار است. پس از آن جایی که استارتاپ برای به کمال رسیدن به ارزش‌گذاری نیاز دارد، قبل از هر کاری ارزش گذاری برای استارتاپ‌ها انجام می‌شود.»

خب قشنگ نیست؟ اینجا استارتاپ رو به فرزند ما تشبیه کرده که همون طوری که به اون فرزند رسیدگی می‌کنیم و حاضریم براش هزینه کنیم و وقت بگذاریم، برای استارتاپ و کسب و کار فرضی خودمون هم باید همین کار رو بکنیم. البته که ما فرزندمون رو ارزشگذاری نمی‌کنیم ولی بهرحال همیشه به بچه در حال رشد توجه بیشتری می‌کنیم و مثلا قد و وزن‌شو هی می‌سنجیم تا از هم سن و سال‌های دیگه‌اش عقب نیفته!

این دیدگاه به بیزنس و کسب و کارمون باعث شده من بیشتر از قبل به فکر راه‌اندازی استارتاپ خودم بیفتم. درسته که فعلا مسیر طولانی و دست نیافتی به نظر میرسه و کسب و کارم فقط در حد یه ایده کوچیک گوشه ذهنمه اما خوشحالم که اون بیرون آدم‌هایی هستن که قبل من مسیر پرچالش رشد و توسعه یه استارتاپ رو گذروندن و من می‌تونم به اونا اعتماد کنم و ازشون کمک بخوام. 

الان دیگه میدونم نباید بترسم و لازمه که روی هدفم متمرکز بمونم تا روزی، جایی، زمانی که همه شرایط مناسب بود، من آماده باشم و برم تو کار عملی کردن ایده اولیه خودم. این خاطرات رو هم اینجا می‌نویسم که شاید روزی به درد کسی خورد که اونم از قضا دلش خواسته یه کسب و کار کوچیک به دنیا معرفی کنه و کارآفرین خوبی باشه.

اگرم دوست داشتین مطلبی که من خوندم رو کامل‌تر بخونین یا در مورد ارزش گذاری استارتاپ ها بیشتر بدونین، میتونین برین به همین سایتی که یه پارگراف از مطالبش دنیای من رو عوض کرد. مطالب پست امروز برگرفته از سایت رتیبا بود (https://retiba.ir/)

تا یه پست دیگه...


فرم ارسال نظر





  ساخت وبلاگ  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله


 چگونه کیف پول خود را به همستر کامبت وصل کنیم؟ چگونه کیف پول خود را به همستر کامبت وصل کنیم؟ مشاهده